تبليغاتX
نفس تنهایی

نفس تنهایی

عمری است که نیمه شبان چشم به آسمانم .:.::.:. بی عشق با خود و دل دست به گریبانم

 

سلام

انقدر آرامش نیاز دارم که حتی حوصله ی بیرون رفتن و صدای ماشین واز این حرفا رو ندارم

فقط میشینم خونه و با آهنگ های سالار عقیلی یا شجریان آرامش رو تمرین میکنم

مخصوصا وقتی که دارم طراحی میکنم.انقدر توش گم میشم که زمان از دستم میره

چند شب پیش داشتم شعر مینوشتم همزمان سالار عقیلی هم پلی بودش

من که داشتم مینوشتم یه هو سکوت کردم تا اشکامو پاک کنم

از اونورم سالار شروع کرد خوندن این بیت

بشستم دست از گفتن

طباعت کردم از منطق

حوادث چون پیاپی شد

وضوی توبه بشکستم

اصلا شعر پرید

اشکارو پاک نکرده دوباره تجربه کردم زار زار ریخته میشدن و منم فقط میکفتم

تمام اشکهایم از برای این دعاست

گوش چشمی نظر بر دل من کن یا رب

عمری از من گذشتو هنوز این دل تنهاست

بدشم تا صبح از سردرد نخوابیدم آخه اونشب یه اتفاق دیگم واسم افتاده بودکه . . . . . . . . . . .

 

monfared

 

گفتم خداوندا

دستم را می کنم سویت دراز

بگیر بال و پرم نیستم هست رو به فراز

نه اینکه با لگد دورم کنی

رو به شیطان راهی و کورم کنی

مهر این نیست که خاک را جانی دهی

بر او بادی دمی حالی دهی

مهر این است که یارش شوی

عشق و مهربان و دلدارش شوی

تو که خود خدایی و عشق شناس

چرا آشنایم میکنی با ناسپاس؟

 

monfared

 

حسی آمد و چشمانم دوباره ترشد

دل جدا شداز من راه به آخر  شد

 

رسیدم به مقصد درمحضرتو

آری آمده ام به عشق دیدارتو

 

ماکه درعالم خودجدااز می ومستی بودیم

بدون دلداربدون یاربودیم

 

بین چه کردی بامن ای مامورمعبود

شدم شاه عشاق عالم منفرد راباعشق چه بود

 

منفرد

نوشته شده در 88/09/04ساعت توسط منفرد| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ